تبليغاتX
خبری

خبری

شكايت جبهه متحد دانشجويي ازوضعيت نابسامان فعالان دانشجويي دربند

 به شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد

رياست محترم شوراي حقوق بشر

سازمان ملل متحد

 

اكنون كه هفتمين اجلاس شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد كار خود را آغاز نموده فرصت را مغتنم شمرده در خصوص وضع نابسامان حقوق بشر در جمهوري اسلامي ايران، بطور خاص وضعيت دانشجويان و فعالان جنبش دانشجويي ايران و نسبت به رفتارهاي مغاير موازين انساني دولت جمهوري اسلامي اعتراض خود را اعلام نموده و خواهان توجه آن مرجع بين المللي نسبت به رسيدگي به اين امرمي باشيم.

طي سالهاي اخيراخبارناگواري از وضعيت زندان ها و زندانيان سياسي درايران در رسانه هاي آزاد منعكس گرديده به نحويكه دست كم سه دانشجو اكبر محمدي (درزندان اوين) ، زهرا بني يعقوب (درزندان همدان) و ابراهيم لطف اللهي (درزندان سنندج) به نحو مرموزي جان داده وهنوزهيچ دادرسي بي طرفانه و عادلانه دراين خصوص به عمل نيامده است. افرادي چون يعقوب مهر نهاد دانشجوي دانشگاه زاهدان دردادگاه هاي غير علني بدون حضور هيات منصفه و وكيل محكوم به اعدام مي شوند. ازسلول هاي اوين اخبارشكنجه زندانيان از جمله دانشجويان دربند دانشگاه اميركبيراحمد قصابان ، مجيد توكلي ، احسان منصوري به گوش مي رسد. با گذشت 8 سال از شامگاه خونين 18 تيرماه كوي دانشگاه تهران هنوز قربانيان آن حادثه چون مهرداد لهراسبي و بهروز جاويد تهراني درزندان بسرمي برند بدون آنكه عاملين جنايت برضد دانشجويان دردادگاه صالحه محاكمه شوند.

فعالان با سابقه جنبش دانشجويي چون حشمت اله طبرزدي پس ازتحمل محكوميت هاي درازمدت اكنون بارديگر قريب به 120 روز است كه  بدون تفهيم اتهام جديد درزندان اوين بسر مي برند. ازملاقات با خانواده و امكان تماس با وكيل محروم اند. بانيان امرحتي از اعلام مجموع مدت زماني كه طبرزدي درزندان هاي مختلف درحبس بسربرده خودداري نموده اند.

عباس خرسندي از بازداشت شدگان 18 شهريور با گذشت 6 ماه همچنان بلاتكليف در زندان اوين محبوس است. شماري از دانشجويان به صرف حضور درتظاهرات روز دانشجو بازداشت شده و برخي از آنان ازجمله بهروز كريمي زاده و پيمان پيران به دليل عجز از پرداخت وثيقه هاي سنگين هنوز دراوين محبوسند.

اميد عباسقلي نژاد كه سال گذشته هنگام شركت در مراسم بزرگداشت اكبر محمدي درآمل بازداشت شده بود. بارديگردرانتظارصدورحكم تازه اي ازسوي دادگاه انقلاب قراردارد.

اكنون با توجه به وظايف محوله اين شورا جبهه متحد دانشجويي به نمايندگي از بخشي ازفعالان دانشجويي ايران از آن شورا خواهان است تا به تبعيت از مكانيسم بررسي دوره اي حقوق بشر ونيز با اعزام گزارشگران ويژه پايمال شدن حقوق انساني درجمهوري اسلامي به ويژه وضعيت زندانها وفعالان دانشجويي دربند را مورد بررسي قراردهند.

 

جبهه متحد دانشجويي

15 اسفند 86

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/19ساعت 15  توسط رها  | 

 

گزارش « فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی»

به مناسبت روز جهانی زن

نگاهی اجمالی به وضعیت زنان در ایران

(از اسفند 1385 تا بهمن 1386 )

بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن و در راستای انعکاس نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران، "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"، گزارش سالانه خود را از وضعيت زنان در ايران به شرح زير به اطلاع مي رساند.    

منابع اين گزارش مبتنی بر اخباری است که توسط مطبوعات رسمی و نهادهای فعال و موجود در ايران منتشر گرديده است.

ضمناً قابل ذکر است که به علت عدم امکان فعاليت آزاد نهادهای مدنی و وجود سانسور خبری، اين گزارش تنها بخش کوچکی از موارد نقض حقوق زنان در ايران را شامل می گردد.

موارد متعدد خودکشی، خودسوزی، خودفروشی ، قاچاق سازماندهی شده دختران به کشورهای حوزه خلیج فارس ، پاکستان ، چین و… و شیوع بیماریهای روانی و استفاده بی رویه از داروهای آرام بخش ، ممنوع بودن سقط جنین و گسترش فقر باعث شده تا کودکانی که بصورت مخفی سقط جنین می شوند در میان زبالها دیده شوند و . . . بيانگر بخش ديگری از وضعيت  زنان در ايران است که آمارش در این گزارش موجود نيست.

گفتنی است  که در اين مقطع زمانی علاوه بر محدوديتهای پيشين عليه زنان سه مورد بارز ديگر بر اين محدوديتها به عبارت زير افزوده شده است:

الف ـ طرح محدوديت ورود بانوان به دانشگاهها.

ب ـ لايحه مجوز تعدد زوجات به مردان بدون حق اعتراض به زنان.

پ ـ طرح جدا سازی کتب آموزشی دختران و پسران.  

لازم به توضیح است علت تکراری بودن تعدادی از اسامی بخاطر پرونده های متفاوتی است که اين افراد دارند. عده ای از فعالین جنبش زنان بخاطر شرکت در تجمع 22 خرداد 85 ، شرکت در تجمع 13 اسفند 85 در مقابل دادگاه انقلاب ، شرکت در مراسم روز جهانی زن در مقابل مجلس شورای اسلامی ، عضویت در کمپین یک میلیون امضاء ، وبلاگ نویسی و فعالیت دانشجویی چندین پرونده دارند.  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/19ساعت 15  توسط رها  | 

 

دانشگاه پادگان نيست !

    1) رويارويي با سياست بسط و تشديد سركوب سراسري جامعه هم اينك پيش شرط بقاء و تداوم حركت هر جنبش مترقي اجتماعي- اعم از جنبش كارگري، دانشجويي، زنان و جوانان آزادي خواه - است. به نظر مي رسد كه اين سياست، همچون ضرورت حفظ حيات سياسي مجريان آن در ارعاب فعالين اجتماعي و عقب راندن جنبشهاي پيشتاز جامعه مؤثر واقع شده است. در پس اين پيروزي گذرا اما حقيقت ديگري مستتر است و آن انسداد مسيرهايي است كه دستگاه سياسي كنوني ايران تا پيش از اين با حركت بر روي آنها باز توليد قدرت خود را تضمين مي نمود. صعود شاخص سركوب سياسي و اجتماعي حاكميت به تراز مشابه رژيم هاي كودتاچي و شبه فاشيستي تاريخ، نشانة پايان دوراني ست كه هيئت حاكمه ايران امر نارضايتي هاي عميق اجتماعي را با نسخه هاي از اعتبار ساقط شده اي چون « تخدير ايدئولوژيك توده ها» و يا « تعبيه سوپاپ اطمينان اصلاحات » مهار مي كرد.                                                     

    2) فضايي از اين دست، زد و خوردهاي داخل حاكميت را به سمت عروج فرصت طلبانة جناح به اصطلاح منتقد دولت هدايت مي كند. اين جريان با تلاش براي اختفاي كارنامة سي سالة خود در خلق جامعه اي آكنده از آسيب هاي فردي و اجتماعي مردم ايران و نيز با انكار ارتباط ارگانيك خود با باند حاكم بر دولت همچون دو عضو زندة لازم براي تداوم زيست سياسي كليت سرمايه داري ايران - هدف و برنامة كنوني خود را قبضة مجدد قواي مجريه و مقننه در رقابت با جناح مقابل، از طريق مصادرة نيروي جنبش هاي اصيل اجتماعي به ويژه جنبش كارگري، دانشجويي و زنان - تعريف كرده است.                                                                                                  

    3) محصول منطقي سياست هاي ارتجاعي امپرياليسم به رهبري آمريكا در منطقه، در ادامة مواجهة گزير ناپذير آن با رژيم سياسي نامتعارف ايران، امروز - پس از تحميل تحريم هاي سنگين اقتصادي- به مرحله عبور از سرحدات رعب آور حملة نظامي رسيده است. تهديد جنگ - جنگي به مراتب وسيعتر و خانمان سوزتر از جنگ عراق- هم اينك در واكنش ها و تحركات آمريكا و متحدينش در قبال ايران ديده مي شود. باقي ماندة جامعة چند ده ميليوني ايران پس از تهاجم نظامي امپرياليسم، مجموعه اي خونين از باندهاي گانگستري، گروه هاي فالانژ آدم كش و دارو دسته هاي قومي و بنياد گرايي خواهد بود كه در جدال با يكديگر و مدنيت جامعه، عرصةحيات اجتماعي عموم مردم را با ترور، بمب گذاري، نسل كشي، عمليات انتحاري و تاخت و تازهاي مسلحانه متلاشي مي كنند. بازگرداندن ايران به سامان اوليه خود در صورت تحقق اين سناريو، دركوتاه مدت به غايت بعيد به نظر مي رسد. حتي كوچكترين احتمال وقوع اين وضعيت ما را به الزام توده اي كردن اين شعار رهنمون مي شود كه                   « دست جايتكار امپرياليسم از زنگي مردم ايران كوتاه !»                            

    با در نظر گرفتن شرايط داخلي و موقعيت بين المللي ايران، اكنون تكليف سنگيني بر دوش جنبش هاي مترقي اجتماعي، از جمله جنبش دانشجويي نهاده شده است. دانشگاه اكنون نياز حياتي به مقاومت در برابر پروژة سلب ابتدايي ترين حقوق صنفي، سياسي و اجتماعي دانشجويان را درك مي كند. پايمال شدن مستبدانة بخش وسيعي از حقوق صنفي دانشجويان؛ بازداشت، شكنجه و حبس فعالين دانشجويي؛ توقيف نشريات و تشكلهاي مستقل دانشگاه؛ اخراج و منع از تحصيل سليقه اي دانشجويان؛ صدور گسترده و بي سابقة احكام انضباطي، تشديد فشار بر آزادي هاي دختران دانشجو و در يك كلام نظامي و امنيتي شدن مسلم فضاي دانشگاه، بيانگر ضرورت مقاومت همه جانبة دانشجويان در برابر سياست هاي عوامل سركوب جنبش و تبديل دانشگاه به مقر نظامي و دفاعي جناحين حاكميت است؛ « دانشگاهي كه به اصرار و اعتقاد ما پادگان نيست ! »                                                                                  

    با اين همه عقيم گذاشتن مساعي و تكاپوي هر دو جناح معلوم الحال دستگاه سياسي ايران در امر مصادره به مطلوب فضاي اعتراضي دانشگاه براي پيشبرد سياست هاي ارتجاعي خود، و نيز مخالفت فعالانه با هرگونه دخالت خارجي - اعم از نظامي و غير نظامي - و روشنگري پيرامون ابعاد فاجعه اي  كه با آغاز تهاجم ارتشهاي امپرياليستي  به ايران متحقق خواهد شد، به همان ميزان ضروري است. به باور ما يگانه طريق استمداد از نيروي مستقل دانشجويي در امر احياي حقوق صنفي، اجتماعي و سياسي دانشجويي و عقب راندن فشارهاي حاكميت بر دانشگاه و خنثي ساختن توطئة مصادرة جنبش دانشجويي به نفع جناحين قدرت و نيز مقابله با تحقق سناريوي دخالت خارجي و حمله نظامي به ايران، جز متشكل شدن دانشجويان سراسر كشور - اعم از فعالين سياسي، صنفي و فرهنگي دانشگاه ها - در تشكلي سراسري براي پيگيري مطالبات بر حق دانشجويان چيز ديگري نيست. اين بيانيه به نوبه خود فراخواني است رو به تمامي دانشجويان براي حركت به سوي ايجاد اين تشكل، با اتكا به نيروي مادي و فكري بدنة دانشجويي و با مرزبندي قاطع در برابر هرگونه قدرت فرا دانشجويي و فرا مردمي. درك اين حقيقت كه جنبش دانشجويي مكلف است تا تحليل عيني خود از وضعيت موجود  را به تمامي حوزه هاي مبارزاتي جامعه - به ويژه عرصة نبرد جنبش هاي كارگري و زنان - ارائه داده و بر مبناي آن بسيج نيروهاي اجتماعي حول برنامه اي براي نجات جامعه را تسهيل و تسريع نمايد، مخاطب اين فراخوان را از محدودة دانشگاه به گسترة جامعه گسيل مي كند.                                                                             

    زنده باد آزادي و برابري

    دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي ايران

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/16ساعت 1  توسط رها  | 

 

طی مصاحبه تلفنی با علی طبرزدی فرزند مهندس حشمت ا... طبرزدی درخواست نامبرده و چند گلایه ایشان به قرار زیر به اطلاع هم وطنان عزیز میرسد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 1  توسط رها  | 

 

کارزار همبستگی مهر برای زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان دربند از تمامی فعالین حقوق بشر دعوت به هماهنگی و یکپارچگی جهت رسیدن به دموکراسی و آزادی کلیه زندانیان دربند ، به عمل می آورد.

http://www.ipetitions.com/petition/hambastegi?e

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/23ساعت 13  توسط رها  | 

 

ای کاش ایشان دارای ایمان ، اعتقاد راستین و اعتماد به نفس والایی چون علی بود و میگذاشت تنی چند از ایرانیان که او مخالفشان می خواند همانگونه که به وی آزادی و تریبون داده شد آنهم در کشوری که رهبران جمهوری اسلامی آنرا بزرگترین استثمارگر می نامند ، این تریبون و این محفل در یکی از دانشگاههای ایران برپا میشد و جلسه ای بین ریاست جمهور و مردم جهت پرسش و پاسخ صورت می گرفت

ولی البته که صد البته درهای زندانها نیز بسته می ماند نه اینکه پس از جلسه آزاد اندیش و دانشجو و... راهی زندانهای مخوف جمهوری اسلامی شوند.

آیا دکتر احمدی نژاد این آزاد منشی را در خود و سردمداران خود می بیند که از بزرگترین مخالف خود یعنی ریاست جمهوری آمریکا توسط یکی از دانشگاهها دعوت بعمل آورده و تریبون به ایشان دهند ؟

پیش از شروع سخنرانی ایشان ، چندین سئوال توسط ریاست دانشگاه کلمبیا مطرح شد که بر ریاست جمهوری اسلامی گران آمد و آنرا پای بی مهری و دور از مهمان نوازی خواند

و حال آنکه ایشان ظاهرا فراموش کرده اند که رفتن نامبرده به مهمانی منزل یکی از خویشانشان و یا شهرهایی که آنهمه هزینه می کنند و مردم را به عنوان هورا و غذا به آنجا می آورند و امثال این نبوده و اصلا ایشان برای پاسخگویی در دانشگاه و سازمان ملل تشریف بردند.

نامه مادران مظلوم تنی چند از دانشچویان و یاران دبستانی را مطرح کردند ، ایشان فرمودند فقط تبلیغات مطبوعاتی است و حقیقت ندارد.

در خصوص اعدامها و رفتار ناهنجار مامورین حکومتی با زنان و جوانان و سندیکای کارگری و ... نامبرده از آزادی زنان و حرمت زن در ایران سخن راند، کدامین آزادی آقای رئیس جمهور ، حرمتی که شما سخن از آن می گویید آیا سنگسار زنان را مد نظر قرار دادید؟ یا حق طلاقی که به مردان در قانونتان است ؟ یا طرح امنیت ملی و بازداشت 150000 نفر زن و کتک زدن تنی چند از آنان و هتک حرمت این زنان ، و هزاران آیا های دیگر به ما پاسخ دهید آقای رئیس جمهور نه در کشور خارجی که کسی بدان شکل از داخل این کشور و فجایع اتفاق افتاده آن باخبر نیست !

از دانشگاه و دانشجو گفتید و اینکه حرمت دانشجو بسیار بالاست به یاد آوردم که با کینه خود چگونه با دانشجویان سراسر کشور علی الخصوص دانشجویان پلی تکنیک رفتار کردید؟

طرح طراحی شده از سوی اطلاعات علیه نشریه دانشجویان پلی تکنیک آیا اسلام اینگونه است ؟

دستگیری و بی حرمتی به جوانان این مرز و بوم با عنوان اراذل و اوباش ، راستی چه پاسخی دارید؟

در وبلاگتان نظر سنجی است در خصوص حق وتو بعضی از کشورها با دو جواب موافق هستید یا خیر!

می دانید مرا یاد سال 1357 انداخت جمهوری اسلامی آری یا نه ؟

ای کاش همگان آنروز می فهمیدند اینگونه طرح سئوال ، صدای گامهای دیکتاتوری است که شنیده می شود یعنی به ملت ایران فرصت انتخاب هیچ گزینه دیگری داده نشد.

شما در سخنرانیتان در دانشگاه کلمبیا نامه مظلومانه مادران فرزند دربند داشته را کذب دانستید ؟

آیا شکایت نامه اتحادیه بین المللی کارگران نسبت به آزادی منصور اسانلو هم کذب و شایع مطبوعاتی داخل ایران است ؟

از ایران بعنوان کشور من و ملت من یاد کردید ، و فرمودید کشورمن اولین قربانی تروریست بوده در27-28 سال گذشته ، و یاد کردید از باهنر و رجائی و مجلس که منفجر شد .

ولی آقای احمدی نژاد بهتر نیست با خود روراست باشید آیا تمامی این ترورها به رهبری آقای رفسنجانی از همان بدو پیروزی انقلاب صورت نگرفت ؟ و همان سالها چون گروه مخالف نظام جمهوری اسلامی ، مجاهدین بود، فضای بسیار مناسب برای ترور افراد با دانش برتر از رفسنجانی به رهبر خود رفسنجانی بود.

مفتح ، مطهری ، باهنر ، رجایی و بهشتی ، طالقانی و ...

پس از آن شروع کشتار و ترور آزادیخواهان و فتلهای زنجیره ای فرا رسید که اولین گام با سعید سیرجانی مترجم و نویسنده محبوب ایرانی صورت پذیرفت و به ترتیب ....

در مشهد حرم مطهر امام رضا را چه کسی بمب گذاشت و آنهمه مردم بی گناه را چه کسی به کشتن داد؟

در یکی از خیابانهای تهران که می خواستند عریض کنند و با مخالفت کسبه آن روبرو شدند چه کسی در همان دهه 60 بمب گذاری کرد و به مجاهدین نسبت داد و بعد خیابان عریض شد.

جناب دکتر احمدی نژاد شما ممکن است تشنگی بعضی از مردم عوام دنیا را با سخنان فریبنده تان رفع کنید ولی بخاطر داشته باشید که ملت تشنه ایران حتی جام زهر را برای رفع تشنگی از کسانی چون شما نخواهند گرفت.

به یادتان است سعید امامی را از خودیهایتان به خاطر دانسته هایش به اسم خودکشی با واجبی در اوین کشتیدش، و همسرش را با آماجی از اتهامات ناروا شکنچه کردید

ولی برای بازگشت به سوی ملت ایران باز هم دیر نیست همانگونه که شیرین سخن گفتید و دنیا را به برادری و صلح و دوستی دعوت کردید این ملت مظلوم امروز از شما می خواهد به سوی ملت بازگردید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/04ساعت 15  توسط رها  | 

 

 

 

http://www.ipetitions.com/petition/farakhan 

http://rangefaryad.blogfa.com/
http://nashriyefaryad.blogfa.com

 

در حمايت از فراخوان به يك هفته اعتراض به محروميتها و فشارها و ادامه بازداشتها در آغاز بازگشايي دانشگاه ها اين پتيشن را امضا كنيد. 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/24ساعت 0  توسط رها  | 

با توجه به اینکه کارزار همبستگی مهر متعلق به هیچ گروه دسته و حزب و تشکلی نیست و فقط برای اتحاد و همبستگی تشکیل شده است

حمایت از این کارزار وظیفه هر ایرانی آزاده ای است

http://www.hambastegiemehr.blogspto.com

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/10ساعت 1  توسط رها  | 

به یاد تمامی آنان که تفکرشان با گلوله پاسخ داده شد

بنا به نامه رسمی آیت الله خمینی تعداد بی شماری از جوانان در بند در سال 67 به گورهای دست جمعی سپرده شدند

در میان آن عزیزان بودند نوجوانان و جوانان که مدت کوتاهی از محکومیتشان باقی بود ولی فقط با طرح 3 سئوال به دستور خمینی ، خدای زمینی قضاوت کرد و انقلاب اولین سری از فرزندان بی گناه خود را بلعید

آنان که هوادار بودند و کوپن به سازمان داده بودند و در سنین نوجوانی روزنامه می فروختند همزمان با آنانی که اعلام جنگ مسلحانه کردند مدعی خدایی در روی زمین فرقی قائل نشده و همه را به تیغ جلاد سپرد.

اینان همان جوانانی بودند که برای سرنگونی نظام پهلوی فریب وعده های خمینی را خوردند و با او متحد شدند که اگر آنان نبودند انقلابی صورت نمی گرفت . ولی هم آنان به ناگهان در نظام جمهوری اسلامی محارب و مفسد فی الارض شناخته و به جوخه های اعدام جمعی سپرده شدند.

اکثر این نوجوانان و جوانان دختر و پسر در گورهای جمعی دفن شدند و نمونه مشخص آن جاده خاوران است که با ریزش اشک از آسمان جنازه ها به روی خاک آمد . آری آنروزها ملت ایران گریستند و آسمان که تحمل این فاجعه را نداشت هم پای ملت گریست .

و اما امروز ، تکرار سال 1367 می باشد؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/06/01ساعت 16  توسط رها  | 

 

بارها و بارها قرآن خواندم . از سنین کم تا به امروز ، در تمامی آیات آن خداوند بشارت رحمان و رحیم و... بودن خود را به بشر می دهد و از او در بدترین شرایط بخشش نسبت به همنوعان را خواهان است

چرا که او می فرماید : من خالق شما، گناهان و اشتباهات شما را می بخشم ، پس شما نیز ببخشائید

 

حتی در جایی صحبت از قصاص در برابر قتل نفس به میان می آورد و نحوه برخورد قانونی آن را بیان می دارد ولی در پیامد آن خداوند می فرماید ولی اگر ببخشی برای تو بهتر است

در خصوص سنگسار در هیچ آیه و سوره ای در قرآن اثری از آن نیست و این قانون مربوط به یهودیان و در دین مسیح نیز به شکلی طرح شده است ولی در کتاب مقدس قرآن سخنی در این باب نوشته نشده است .

حالا ، امروز بخاطر تفکر، تفریح ، عشق ورزیدن و همه چیز خدایان جمهوری اسلامی حکم به اعدام و سنگسار و .... صادر می کنند.

در قران خدا به پیامبرش محمد می فرماید : تو قاضی نیستی که نسبت به کسی در دنیا قضاوت کنی ، قاضی خداست

اکنون خدای ما کجاست که ببیند بتها اگر شکسته شدند ، امروز بتهایی غیر قابل شکست پدید آمده و مدعیان خدایی همانند فرعون برروی زمین هستند.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/20ساعت 17  توسط رها  |